8. رساله‌ٴ اپيدمي نوشته‌ٴ پزشك ناشناسي در مونپليه‌، در 19 مه 1349 (كمبل‌، ص 21).
9. رساله‌ٴ كوچكي به‌صورت پرسش و پاسخ درباب چگونگي پيش‌گيري از انتشار بيماري‌. محل و تاريخ تأليفش معلوم نيست‌؛ احتمالاً در اوايل بهار سال 1349 (كمبل ص 22).
10. جان هِيْك (چهاردهم ـ 1).
11. گنجينه‌ٴ حكمت و هنر پنج پزشك استراسبورگي‌. متن آلماني احتمالاً در فاصله‌ٴ ژوئيه و اكتبر 1349 در استراسبورگ نوشته شده است‌. يادداشت مربوط به آلبرتوي پارمايي را ببينيد. (چهاردهم ـ 1).
12. متن كوتاهي در 295 سطر كه احتمالاً در حدود 1350 در آلمان تأليف شده است (كمبل‌ ص 25).
13. ابن خطيب (چهاردهم ـ 2).
14. ديونيزيو كُله‌ٴ دوم (چهاردهم ـ 2).
15. رساله‌اي در حدود 1349 ـ 1350 ، در نقطه‌اي نامعلوم درباب اپيدمي و پيش‌گيري از آلودگي هوا و محيط نوشته شده است‌.
16. سيمون كووَني (چهاردهم ـ 1).
در مورد دو رساله‌ٴ قديم عربي ديگر يادداشت‌هاي مربوط به محمد بن محمدالمرياوي‌ (چهاردهم ـ 2) و محمد بن علي شقوري (چهاردهم ـ 2) را ببينيد.

آلبـرتـو دِ زانكـاري‌

آلبرتو دِ زانكاري‌.1 پزشك و كالبدشناس بولونيايي‌. او را نبايد با آلبرتو زانكاري پسر خنوخ‌ اشتباه كرد كه برخي نامه‌هاي فرانچسكو فيللفو (1399 ـ 1481) خطاب به اوست‌. اودر يك‌ خانواده‌ٴ پزشك اشرافي در سال 1280 زاه شد. پدرش گالوانو دِ زانكاري هم پزشك معروفي بود.
در سال 1310 عنوان دكتري گرفت و در سال 1326 درجه‌ٴ دكتري خود را دريافت كرد. در سال 1314 يكي از پزشكان شهرداري راونا بود. در سال 1348 هنوز زنده بود.
آلبرتو پزشكي با وجدان و هوشمند بود، ولي آثارش او را چندان خلاق نشان نمي‌دهند. او بهترين معلومات عصر خودش را كسب كرد، ولي بر آن چندان چيزي نيفزود. بوكاچيو (در كتاب‌ دكامرون‌) از او (استاد آلبرتوي بولونيايي‌) به‌عنوان ((پزشكي بزرگ و معروف در سراسر جهان‌)) نام‌ مي‌برد.
آلبرتو هم مانند موندينو دِلوتسي از استفاده از اجساد انسان براي نمايش اصول كالبدشناسي‌ پشتيباني كرد.


Alberto de Zancari ,Albertus de Zancariis, de Zanchariis, Albertus Bononiensis.1